دوپینگ سازمانی؛ چگونه تندیس تعالی زودتر از بلوغ سازمان دریافت میشود؟
اگر قرار است از تعالی سازمانی سخن بگوییم، باید از تحول واقعی سازمانها دفاع کنیم، نه از ظاهرسازی و اقداماتی که تنها جنبه نمایشی دارند.
در سالهای اخیر، تعداد شرکتهایی که موفق به دریافت تندیسهای تعالی در ایران شدهاند رو به افزایش است در ظاهر، این خبر امیدوارکنندهای است.
اما چگونه سازمانی که هنوز رویکرد فرآیندی و تفکر مبتنی بر ریسک را بهدرستی طراحی و اجرا نکرده، برنامهریزی استراتژیک آن روی کاغذ مانده، فرهنگ سازمانیاش به بلوغ نرسیده و نتایج عملکرد خود را با سازمانهای سرآمد مقایسه نکرده است به تندیس تعالی دست پیدا میکند؟
یکی از دلایل این پدیده را میتوان در پدیدهای دانست که آن را دوپینگ سازمانی مینامم استفاده از مستندات آماده، خودارزیابیهای صوری، اظهارنامههای کپیشده و پروژههای بهبود قالبمحور که تصویری متعالی از سازمان ارائه میکنند، بدون آنکه تحول واقعی در سازمان رخ داده باشد.
🟤 سرآمدی سازمانی تزریقی نیست.
🟢 تعالی، حاصل سالها یادگیری، اصلاح، مشارکت و بهبود مستمر است؛ نه چند روز مستندسازی.
تعالی سازمانی یک رویداد نیست؛ یک سفر بدون خط پایان است.
به نظر شما، آیا تندیسهای تعالی در کشور ما بازتابدهنده بلوغ سازمانی و عملکرد واقعی سازمانها هستند؟
( بر گرفته شده از مقاله جناب آقای پیام خرازیان)
لینک کوتاه این مطلب : دوپینگ سازمانی