بسیاری از تعارضها و تنشها ناشی ازدیدگاههای متفاوت ماست و این موضوع چه در مسائل شخصی و چه در دامنه مسائل مربوط به فضای کسب و کار وجود دارد .
به طوری که ارزش گذاریها و پیش داوریها در بسیاری از موارد جلوی ارتباطهای موثر را میگیرد و اجازه نمیدهد چنان که باید طرف مقابل را بپذیریم و درک کنیم .
از گورخری پرسیدند:
تو سفیدی راه راه سیاه داری، یا اینکه سیاهی راه راه سفید داری؟
گورخر به جای جواب دادن پرسید : تو خوبی فقط عادتهای بد داری، یا بدی و چند عادت خوب داری؟
ساکتی بعضی وقتها شلوغ میکنی، یا شیطونی و بعضی وقتها ساکت میشی؟
ذاتا خوشحالی بعضی روزها ناراحتی، یا ذاتا افسردهای و بعضی روزها خوشحالی؟
لباسهات تمیز هستند و فقط پیراهنت کثیفه، یا کثیف هستند و شلوارت تمیز است ؟
آنها دیگر هیچ وقت از گورخرها درباره راه راه هایشان چیزی نپرسیدند .
داشتن دیدگاه گورخری در روانشناسی به این معنی است که فکر نکنیم آدم خوب و بد وجود دارد و آدمها را مجموعه ای از ویژگیهای خوب و بد بدانیم.
زمانی که ما یک سری باید و نباید برای خودمان و دیگران تعریف میکنیم و معیار رفتار دیگران را باید و نبایدهای خودمان قرار میدهیم هیچگاه شرایط مناسبی برای گفتوگو به وجود نمیآید زیرا معتقدیم که نگرش درست، نگرش من و راه درست، راه من است و در نتیجه میخواهیم به این نتیجه برسیم که ما برتر هستیم.