نمونه سوالات استخدامی
خانه >> مدیریت >> مديريت شهري >> شهرنشین شهروند

شهرنشین شهروند

می توانید تصور کنید که در یک صبح زود با صدای یک خروس تاچ قشنگ از خواب بیدار و وقتی چشم های خود را  باز می کنید روی تراس آپارتمان محل زندگیتان خانم همسایه در حال وجین کردن سبزی ها است که تازه توی باغچه آپارتمان کاشته و یا آقای محترمی که در حال دوشیدن شیر بز در حیاط منزل خود است ؟

در میانه ظهر صدای هیاهوی بچه های همسایه طبقه بالا شما را  به خودتان می آورد و وقتی شب با کوله باری پر از خستگی  پله ها را طی می کنید ، کلی رخت و لباس ببینید که روی نرده ها آویزان شده  و کلی نایلون زباله که در هر پاگردی چشم ها را نوازش می دهد !!

لغت فارسی « تمدن » در فرهنگ فارسی شهرنشینی معنا می دهد که تبلور و مظهر مدنیت و شکل تکامل یافته زندگی اجتماعی است. شهرنشینی به ظاهر اسکان و زندگی در شهر است در حالی که شهروندی شهرگرایی و هضم در آن است.

تفاوت آشکار و زیاد بین شهرهای جهان سوم و کشورهای توسعه یافته در همین اصل است نه در بزرگی وسعت و یا جمعیت زیاد آن . به واقع وقتی از شهرهای جهان سوم به شهرهای جهان توسعه یافته سفر می کنیم این تفاوت را در می یابیم که به راستی چرا در آنجا همه چیز در سر جای خودش قرار گرفته و در اینجا…….اینکه ساکنین آنجا صرفاً شهرنشین هستند یا شهروند ؟

زندگی در شهر بدون پذیرش قوانین و مقررات حاکم در آن چیزی است که شهر ما را به روستا شهری نزدیک می کند تا شهر متمدن . کسی که در شهری است اما مثلاً به نظافت آن اهمیت نمی دهد و با وجود سطل های زباله شناختی از فلسفه وجودی آن ندارد و یا در واحد های همسایگی به نشستن و پاک کردن سبزیجات و گفتگو با همسایگان در مسیرهای عمومی و کوچه ها می پردازد و یا به اشغال و سد معابر و پیاده روها اقدام می کند و یا در رانندگی، پیاده رو  و سواره رو ،تابلو و چراغ های راهنما یی فرقی ندارد و یا همچنین در ساخت و سازها کوچکترین توجهی به ضوابط و مقرراتی که برای سلامت و آرامش و آسایش ساکنین و شهروندان است ندارد و فقط به سود مادی آن فکر می کند و بس، … یک شهرنشین است که شهر را فقط گذری برای منافع مادی خود می بیند.

و اما شهروند؛ شهرنشینی است که در مقابل شهر و محل زندگی خود احساس مسئولیت می کند . ابتدا قوانین و مقررات حاکم بر آن را به جان پذیرفته و در اجرای آن تلاش می کند . شهر را از آن خود و خود را از آن شهر می داند. حتی پرداخت عوارض خود را از حقوق شهروندی می داند. در خلوت و یا دور از چشمان همه کوچکترین قوانینی را زیر پا نمی گذارد و در اجرای آن اصرار می کند نه در عدم اجرای آن ضمن اینکه خود را عضو کوچکی از خانواده بزرگ شهر می بیند نه تافته جدا بافته و می داند که هر عملی بازخورد خود را دارد که فرهنگ و تمدن شهروندی را تقویت و یا تضعیف می کند.

آری،  تفاوت شهرهای کشورهای توسعه یافته با ما تفاوت در همین هویت گمشده است .

حتی به مثال واضح و روشن می توان به اصطلاح بالای شهر ، پائین شهر خودمان رجوع کرد. در بالای شهرهای کشورهای جهان سوم به شهروندی و در پائین شهرها ، به شهرنشینی نزدیک است.

لذت و زیبایی های بصری و شهرسازی و معماری هم نشأت گرفته از همین اصل است نه آجر و مصالح ، چرا که در پائین شهر های خودمان ساختمان های شیک و زیبا با مصالح مدرن را دیده ایم اما مثلاً بالکن های آن محلی برای انبار وسایل اسقاطی و یا محلی برای خشکاندن لباس . در حالی که حتی اگر در بالای شهر ساختمانی قدیمی و تاریخی با مصالح بومی و محلی ببینیم ولی شیک و زیباست .

تفاوت در رعایت قوانین و مقررات شهرنشینی است ، در پذیرش و هضم در شهر ، در احساس مسئولیت نسبت به شهر ، در خود را از آن شهر و شهر را از آن خود دیدن، در پذیرش فرهنگ شهر و خلاصه در شهرنشینی و شهروندی.

هر فعالیت اجتماعی بدون وجود مدیریت سازمان یافته  که اهداف و ابزارهای رسیدن به آنها را مشخص می کند و فعالیت ها را هماهنگ سازد ، امکان پذیر نمی باشد و به بی نظمی می گراید و شهر نیز که پیچیده ترین و متنوع ترین جلوه های زندگی بشری را در خود دارد .

بدون وجود نظام مطلوب مدیریت شهری ، که ضمن انجام برنامه ریزی های لازم برای رشد و توسعه آینده شهر ، به مقابله با مسائل و مشکلات کنونی آن بپردازد ، بی سامان می گردد. مدیریت شهرها ، یعنی این متمدن ترین سکونتگاه بشری عموما با شهرداری ها می باشد. واگذاری وظایف و فعالیت های متعدد به این مدیریت ، مسئولیت آن را بیشتر و بیشتر کرده است و یکی از مهمترین این فعالیت ها حضور در عرصه های فرهنگی است .

مسائل فرهنگی و اجتماعی شهر ها از مقولات زیربنایی هستند که توجه به آنها سهمی عظیم در توسعه و پیشرفت جوامع شهری خواهد داشت.

برای ارتقای زندگی شهرنشینان و تبدیل آنان به شهروند راهی جز اصلاح مسیر فرهنگ و رفع ناهنجاریها ی اجتماعی متصور نیست.

دیدگاه صاحب نظران شهرسازی و مدیریت شهری بیانگر این مهم است که تنها ساختن فیزیکی ساختمان ها و توسعه کالبدی شهر راهبرد دستیابی به شهر ایده آل نیست و نحوه استفاده شهروندان از شهر تأثیر بیشتری در ارتقاء زندگی شهری با توجه به تمامی ابعاد غیرظاهری آن دارد.

آموزش اصول شهروندی و هدایت در مسیر صحیح ما را به شهر اسوه با شهروندانی منضبط راهنمایی خواهد کرد . بر این اساس نباید نگاه به شهرداری نگاهی خدماتی و صرفاً به دریافت عوارض و ارائه خدمات سطحی باشد. چرا که مسائل فرهنگی زیرساخت و مقدمه همه فعالیت هاست.

زندگی در شهر مستلزم رعایت رفتارها و اخلاقیات ویژه ای است. این رفتارها ساکنان شهر را از روستا متمایز می کند و ایجاد این فرهنگ به مدیریت ما در شهرداری ها ، در انجام وظایف محوله یاری می رساند .

ایجاد زمینه های مناسب برای مشارکت مردم در مدیریت شهری و نگهداری تاسیسات و تجهیزات شهری و ایجاد اماکن و فضاهای شهری از اهداف عملکرد شهرداری است ، که هدف فرهنگی تلقی می شود. هر چه توسعه یافتگی حوزه شهری بیشتر باشد مشارکت  مردم نیز رشد و توسعه بیشتری خواهد یافت.

آن چه شهرها را از هم متمایز می کند و به آنها هویتی مجزا از شهرهای دیگر می دهد نیز همان فرهنگ ساکنان شهرها ( شهروندی ) است که در قالب های گوناگون متجلی می شود و باید دانست عمود خیمه هر شهری مجموعه اعتقادات و نظامهای ارزشی و فرهنگی شهروندان آن است و تا زمانی که اعتقادات و اخلاقیات شهروندان در مسیر تعالی پیش رود شهر همواره پا بر جا می ماند و وقتی ضدارزش ها جای ارزش ها را می گیرد ، این عمود فرو می ریزد و شکل شهر از بین می رود .

پس برای حفظ شهر و ارتقاء شکل و ظاهر آن راهی جز تبدیل شهرنشینی به شهروندی نیست.  

print

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

زناشویی