خانه >> آرشیو برچسب: حکایت مدیریتی

آرشیو برچسب: حکایت مدیریتی

مرزعه سیب زمینی

پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد و او می خواست مزرعه سیب زمینی اش را شخم بزند اما این کار خیلی سختی بود زیرا تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود و تصمیم گرفت نامه ای برای پسرش بنویسد و وضعیت را برای ...

ادامه مطلب »

دعای چوپان

مردی با پدرش در سفر بود که پدرش از دنیا رفت. از چوپانی در آن حوالی پرسید: «چه کسی بر مرده‌های شما نماز می‌خواند؟» چوپان گفت: «ما شخص خاصی را برای این کار نداریم. خودم نماز آنها را می‌خوانم.» مرد گفت: «خوب، لطف کن نماز پدر مرا هم بخوان!» چوپان ...

ادامه مطلب »

پـــل زندگی

سال های سال بود که دو برادر در مزرعه ای که از پدرشان به ارث رسیده بود با هم زندگی میکردند که یک روز به خاطر یک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند و پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زیاد شد !!!

ادامه مطلب »

ببخشید شما ثروتمندید؟

هوا بدجورى توفانى بود و آن پسر و دختر کوچولو حسابى مچاله شده بودند. هر دو لباس هاى کهنه و گشادى به تن داشتند و پشت در خانه مى لرزیدند. پسرک پرسید: ببخشین خانم! شما کاغذ باطله دارین ؟!!

ادامه مطلب »
bigtheme
  • bitcoinBitcoin (BTC) $ 47,880.00 0.45%
  • ethereumEthereum (ETH) $ 3,396.37 0.86%
  • cardanoCardano (ADA) $ 2.35 0.26%
  • binance-coinBinance Coin (BNB) $ 407.81 0.09%
  • xrpXRP (XRP) $ 1.07 0.6%
  • solanaSolana (SOL) $ 165.72 12.71%
  • polkadotPolkadot (DOT) $ 33.89 1.5%
  • dogecoinDogecoin (DOGE) $ 0.239674 1.15%