نمونه سوالات استخدامی
خانه >> مدیریت >> حکایت مدیریتی

حکایت مدیریتی

KFC

بازدیدها: ۲۰۹ سرهنگ ساندرس یک روز در منزل نشسته بود که نوه اش آمد و گفت: بابابزرگ این ماه برایم یک دوچرخه می خری؟

ادامه مطلب »

مرد لاف زن

بازدیدها: ۱۳۶یک مرد لاف زن ، پوست دنبه‌ای چرب در خانه داشت و هر روز لب و سبیل خود را چرب می‌کرد و به مجلس ثروتمندان می‌رفت و چنین وانمود می‌کرد که غذای چرب خورده است و دست به سبیل خود می‌کشید تا به حاضران بفهماند که این هم دلیل ...

ادامه مطلب »

قانون قورباغه پخته

بازدیدها: ۴۲اگر قورباغه‌ای را به همراه مقداری از آبی که در آن زندگی می‌کند در ظرفی بریزید و آب را به آرامی گرم کنید خواهید دید که قورباغه به گرم شدن آب عکس‌العملی نشان نمی‌دهد تا آن که آب جوش می‌آید و قورباغه می‌میرد.

ادامه مطلب »

تعلق سازمانی

بازدیدها: ۵۱۳روزی حاکم شهری دستور داد تا باغبان قصر را در میدان شهر گردن بزنند. وزیر حاکم که مردی خردمند بود پیش حاکم رفت تا علت را جویا شود و جان باغبان بیچاره را نجات دهد.

ادامه مطلب »

نیش زنبور یا نیش مار؟!

بازدیدها: ۵روزى زنبور و مار با هم بحثشان شد. مار می‌گفت: آدم‌ها از ترس ظاهر ترسناک من می‌میرند، نه بخاطر نیش زدنم! اما زنبور قبول نمى‌کرد. مار برای اثبات حرفش، به چوپانى که زیر درختى خوابیده بود نزدیک شد و رو به زنبور گفت: من چوپان را نیش مى‌زنم و مخفى ...

ادامه مطلب »

نابود کردن ایده ها

بازدیدها: ۱۱هر موقع احساس مهم بودن کردید و هر موقع که با خود تصور کردید عدم حضورتان در سازمان، ضایعه ای بزرگ را موجب خواهد شد آزمایش ساده زیر را انجام داده و نتایج آن را عملا ببینید.

ادامه مطلب »

رییس بیمارستان!!

بازدیدها: ۲۸ﺭﻭﺯﯼ ﭘﺴﺮﯼ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﭘﺪﺭ ﺧﻮﺩ ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺮ ﻣﺎﺷﯿﻨﯽ ﺑﻮﺩ و ﺩﺭ ﺟﺎﺩﻩ ﺍﯼ ﭘﺮﭘﯿﭻ ﻭ ﺧﻢ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺣﺮﮐﺖ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﭘﺪﺭ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪﻩ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺗﺼﺎﺩﻑ ﺳﺨﺖ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﻪ ﺩﺭﻩ ﺳﻘﻮﻁ می‌کند. ﭘﺪﺭ ﺩﺭ ﺟﺎ ﻓﻮﺕ می‌کند ﺍﻣﺎ ﭘﺴﺮ ﺗﻮﺳﻂ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎﯼ ﺍﻣﺪﺍﺩﯼ ﻧﺠﺎﺕ ...

ادامه مطلب »

دشمن و دوست

بازدیدها: ۱۱روزی گنجشکی تصمیم گرفت، تا برای کوچ زمستانی به سمت جنوب پرواز نکند اما بزودی هوا سرد شد و او هم با بی میلی شروع به پرواز به سمت جنوب کرد . چند لحظه بعد، بالهایش شروع به یخ زدن کردند و او در حالی که داشت از سرما ...

ادامه مطلب »
زناشویی