نمونه سوالات استخدامی
خانه >> مدیریت >> حکایت مدیریتی

حکایت مدیریتی

قانون قورباغه پخته

بازدیدها: ۳۰اگر قورباغه‌ای را به همراه مقداری از آبی که در آن زندگی می‌کند در ظرفی بریزید و آب را به آرامی گرم کنید خواهید دید که قورباغه به گرم شدن آب عکس‌العملی نشان نمی‌دهد تا آن که آب جوش می‌آید و قورباغه می‌میرد.

ادامه مطلب »

نامه ای به خدا

بازدیدها: ۸۵یک روز کارمند اداره پست که به نامه هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می کرد متوجه نامه‌ای شدکه روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بودنامه ای به خدا ! با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند و وقتی نامه را باز کرد اینطور نوشته شده بود ...

ادامه مطلب »

مرد لاف زن

بازدیدها: ۱۳۳یک مرد لاف زن ، پوست دنبه‌ای چرب در خانه داشت و هر روز لب و سبیل خود را چرب می‌کرد و به مجلس ثروتمندان می‌رفت و چنین وانمود می‌کرد که غذای چرب خورده است و دست به سبیل خود می‌کشید تا به حاضران بفهماند که این هم دلیل ...

ادامه مطلب »

مَردی و مَردانگی

بازدیدها: ۱۰۱گویند مرد میانسالی، سوار بر اسب خویش در بیابانی بی آب و علف راه می پیمود که ناگاه جوانی خسته و تشنه و گرسنه را در مسیر دید و از آب و غذای خود جوانک را سیر و سیراب کرد و با او گرم گرفت و در حالی که ...

ادامه مطلب »

دشمن و دوست

بازدیدها: ۷روزی گنجشکی تصمیم گرفت، تا برای کوچ زمستانی به سمت جنوب پرواز نکند اما بزودی هوا سرد شد و او هم با بی میلی شروع به پرواز به سمت جنوب کرد . چند لحظه بعد، بالهایش شروع به یخ زدن کردند و او در حالی که داشت از سرما ...

ادامه مطلب »

مرزعه سیب زمینی

بازدیدها: ۳۷ پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد و او می خواست مزرعه سیب زمینی اش را شخم بزند اما این کار خیلی سختی بود زیرا تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود و تصمیم گرفت نامه ای برای پسرش بنویسد و وضعیت ...

ادامه مطلب »

نابود کردن ایده ها

بازدیدها: ۱۰هر موقع احساس مهم بودن کردید و هر موقع که با خود تصور کردید عدم حضورتان در سازمان، ضایعه ای بزرگ را موجب خواهد شد آزمایش ساده زیر را انجام داده و نتایج آن را عملا ببینید.

ادامه مطلب »

فریب دنیا

بازدیدها: ۲۱چوپانى به مقام وزارت رسید و هر روز بامداد بر مى‌خاست و کلید بر مى‌داشت و درب خانه پیشین خود را باز مى‌کرد و ساعتى را در خانه چوپانى خود مى‌گذراند سپس از آنجا بیرون مى‌آمد و به نزد امیر مى‌رفت.

ادامه مطلب »
زناشویی