سکوت سازمانی

سکوت سازمانیعلیرغم اینکه ادبیات رایج در زمینه سازمان و مدیریت، بر توانمندسازي و ایجاد کانالهاي ارتباطات باز تاکید دارند، اما نتایج تحقیقات نشان میدهند بسیاري از کارکنان از این موضوع شکوه میکنند که سازمانهاي آنها از ارتباطات، تسهیم اطلاعات و دانش آشکار و پنهان حمایت نمیکنند واینها همه میتواند دلیلی بر شکست اهداف و برنامه هاي مدیران در سازمانها باشد.

یکی از موانع مهم در موفقیت برنامه ها و اهداف سازمان، فقدان اطلاعات، فقدان اعتماد و فقدان آنچیزي است که پژوهشگران آن را سکوت سازمانی نام نهاده اند که عبارتست از خودداري از بیان ایدهها، نظرات و اطلاعات راجع به مشکلات سازمانی. سکوت سازمانی پدیدهاي رایج و شایع در اغلب سازمانها میباشد؛ اما با این حال تحقیقات چندان گسترده اي پیرامون آن صورت نگرفته است. 

کارایی و توسعه هر سازمان تا حد زیادي به کاربرد صحیح نیروي انسانی بستگی دارد .  هر چقدر که شرکتها و سازمانها، بزرگتر میشوند به دنبال آن به مشکلات این نیروي عظیم نیز اضافه میشود. اگر این کارکنان با موانعی در زمینه خواسته هاي شغلی خود روبه رو شوند یا به عبارتی از طرف مدیران تحویل گرفته نشوند، دچار سرخوردگی هاي شغلی و گوشه گیري در سازمان خود خواهند شد که این امر به نوبه خود منجر به پدیده هایی همچون سکوت سازمانی میشود. 

پیندر و هارلوز  ، سکوت سازمانی را خودداري کارکنان از بیان ارزیابی هاي رفتاري شناختی و اثربخش در مورد موقعیتهاي سازمان، تعریف میکنند . موریسون و میلیکان  نیز، سکوت سازمانی را بعنوان پدیدهاي اجتماعی در نظر می گیرندکه کارمندان در آن از ارائه نظرات و نگرانی هاي خود در مورد مشکلات سازمانی امتناع می ورزند.

سکوت، توسط بسیاري از ویژگیهاي سازمانی تحت تاثیر قرار میگیرد. این ویژگی ها شامل فرایندهاي تصمیم گیري، فرایندهاي مدیریت فرهنگ و ادراکات کارکنان از عوامل اما در عین حال دو عامل اصلی که  موثر بر سکوت است سبب سکوت کارمندان در سازمان میگردد عبارتند از:

–         ترس مدیریت از بازخورهاي منفی از سوي کارمندان به دلیل به خطر افتادن منافع و موقعیتشان.

–          ادراك کارکنان از باورهاي ضمنی مدیریت در مورد آنها.

همچنین این پدیده رفتاري به وسیله ممانعت از بازخور منفی، مانع تحول و توسعه سازمانی موثر میشود، از این رو سازمان توانایی بررسی و تصحیح خطاها را از دست میدهد. بنابراین توجه به این مشکل رایج در سازمانها، از اهمیت زیادي برخوردار است. چرا که اصولا ترس و استرس،سازمان را مجبور به سکوت و عدم فعالیت می کند و این اتفاق شوم سبب هزینه های سنگینی برای سازمان می شود.

 هزینه های سکوت ناشی از ترس ؛ بیش از  هزینه های توجه به سخن پرسنل و پذیرفتن آرا و نظریات آنان است.

Print Friendly

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>